میلاد مبارک باد
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩  

 

میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی بر همه شما دوستان عزیز مبارک


کلمات کلیدی:
مهدویت
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩  

مهدویت یعنی....


مهدویت، یعنی منت والای خداوند هستی بر مستضعفان زمین. مهدویت، یعنی

 جلوه ی تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت ربانی بر ابنای آدم. مهدویت، یعنی

 افشای راز سر به مهر سجده ملائک بر عزیزترین مخلوق خداوند. مهدویت،

 یعنی تجلی حقیقت مقام خلیفة اللهی انسان بر روی زمین. مهدویت، یعنی

 پایان شب سرد و فسرده ظلمت و آغاز صبح راستین روشنایی. مهدویت، یعنی

بستر شکوفایی نهانترین استعدادهای اهالی زمین و زمان. مهدویت، یعنی

سرآغاز رویش فصلی دوباره برای تجربه زیستنی دوباره. مهدویت، یعنی راه

رفتن برای رسیدن. مهدویت یعنی کشتی نجات بر ساحل رستگاری. مهدویت،

 یعنی تنهاجاده منتهی به آرمان شهر نبوی. مهدویت، یعنی جامه زیبای عدالت

اولین امام بر بلندای قامت آخرین امام. مهدویت، یعنی اهتزاز پرچم سرخ شیعه

بر بلندای قله اسلام. مهدویت، یعنی امتداد حماسه شکوهزاد عاشورا در

کربلای آخر الزمان. مهدویت، یعنی حکومت یکپارچه عدل بر رفتار تمامی

 انسانها. مهدویت، یعنی میعادگاه تحقق تمامی آمالها و آرمانهای بشری.

 مهدویت، یعنی پایان قصه پرغصه رنج آدمی در دفتر تاریخ. مهدویت یعنی،

 استیفای حقوق حقه تمامی محرومان و ضعیف نگاه داشتگان زمین. مهدویت

یعنی مرگ تمامی رنجها، اندوه ها، ظلمت ها، ستمها، پلیدیها و زشتیها. و

بالاخره ... مهدویت، یعنی:کلمه توحید که با ولایت امامی عادل تجلی خواهد

یافت


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩  


کلمات کلیدی:
این جمعه هم گذشت
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٩  

جمعه ای دیگر گذشت...................

جمعه ها از پس هم می گذرند و چشمها همچنان در انتظارند

در انتظار نوری که بیاید و همه ما را از این چشم انتظاری برهاند

دیگر عادت شده است جمعه ها را بشماریم و در انتظار بمانیم

در انتظار مردی که بیایید و همه را برهاند 

 برهاند از این همه تنهایی

از تنهایی همه انسانهایی که همه چیز دارند و هیچ چیز ندارند همه چیز در

کنارشان هست و باز هم تنهایند ......

 چه زیبا می شد جمعه ای با ظهور منجی در شب مبعث رسول اکرم و باز هم

 نشد...

و همچنان تنهایی و تنهایی و  تنهایی

و چشمهایی در انتظار جمعه دیگر........


کلمات کلیدی:
خدا کند تو بیایی
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩  

خــــدا کـنـد تــو بـیـایـی و صـبـح سـر بــزنـد

                         کــه بی سـتـاره تـرین شب ، شب جدایی توست

بـیــا که دیــدن رویـت بـــهـشت موعود است

                         بـــهــشت ، آیـتـی از جـــلوه خــــدایی تـــــوست

 

انتـــظار در پـــس انتـــظار ؛ چـه روزگـــار درازی است روزگـــار اشـــک و انتـــظار. در کـوچه ، پـس کـوچه های بی قــــراری ، به امــیـد آمــدن تــو بـه ذکــــر شمار عــاشـقـی ام پــنـاه مــی آورم ، هــر دانــه را کــه می انـدازم ... الـلــــهـم عــجــــل لـــولـــیــک الـــفــرج  را اشــک بـــاران مـــــی ســـازم و تـــرانه آمـدنت را بــا آهـنگ حـزن آلـــود انتـــظار می سـرایم. بــــا مـن بـگو چـگـونه از رویــش یــاس هــا بــگویـم ، وقتی که نـــرگس چشمم در انتـــظار آمدنت سوسو می زند. یــا صـــاحـب الــــزمــان ، غـــروب های جمعه اشـک هایم را نا امید ساخته و چاه انتـــظار ، اشک های گونه هـایم را بی پـــاســـخ گذاشته است. بـیــا و زخم های دلواپسی مان را مــرهمی بـــاش عـــاشـقـانـه.  بیــا کـه روز آمــدنت ، روز شادی چـشـمـهای مـنـتـظـری است که عـــاشقانه    می گریند و به سوی تو بـــال و پر می گشایند.


کلمات کلیدی: